جلال جلالى زاده
226
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
ف فاتحه : أم الكتاب ، فاتحه الكتاب ؛ چون كتاب با آن آغاز مىشود ، سبع المثانى در هرركعت نماز تكرار مىشود . فارق : آشكار شدن خصوصيتى در اصل يا در فرع . فاسد : آن است كه در اصل مشروع است ، ولى به سبب وصفى كه عارض آن شده ، حرام است . يعنى از حيث اصل مشروع است ، ولى از جهت وصف ( كيفيتى كه با انجام آن تكميل مىشود ) و اين به سبب وجود خلل در يكى از شروطى است كه خارج از ماهيت و اركان است . فرق بين فاسد و باطل : بعضى از آثار فاسد بر باطل مترتب مىشود ، اما چيزى از آثار باطل بر فاسد مترتب نمىشود . باطل مانند نمازى كه فاقد برخى از شروط و اركان است ، فاسد مانند روزهى روز عيد قربان كه اعراض از مهمانى خداست و مانند ازدواج بدون شاهد كه در اصل مشروع است ، ولى به سبب وصف ، مشروع نيست ، چون شهادت شرط صحت ازدواج است و عدم تحقق آن دليل بر وجود خللى خارج از ماهيت است ( اركان ) ، ولى با وجود عدم مشروعيت از لحاظ وصف برخى آثارش بر آن مترتب مىشود ، مانند وجوب مهر و ثبوت نسب و وجوب عده . در نزد شافعيه فاسد و باطل داراى يك معنا هستند ، يعنى مخالفت فعل دو وجهى با شرع ، يعنى فعلى كه گاهى به سبب جامع شرايطى كه شرعا معتبر است ، موافق شرع است و گاهى به سبب انتفاى آن ، مخالف شرع است ، چه عبادت باشد ، مانند نماز و چه عقد باشد ، مانند بيع . حج به وسيلهى مرتد شدن باطل مىشود و بايد از آن خارج شود ، ولى به وسيلهى وطء فاسد مىشود ، ولى از آن خارج نمىشود و اتمام آن واجب است . فاسق : كسى كه مرتكب گناهان كبيره شود و بر گناهان صغيره پافشارى ورزد . فسق مخل عدالت ، شهادت و روايت است . كسى كه واجب را با اعتقاد به وجوب آن ترك نمايد يا منكر را همراه با اعتقاد به تحريم آن انجام دهد . فاسق متأول : كسى كه در نزد برخى از ائمه فقه به سبب اظهار قول مرجوحى در يكى از مسائل مورد اختلاف فاسق